یکی بود یکی نبود , دنیا همش با یکی بود
* Y A L L O Q
پنجره های بی کسی ...


“به جای تاج گل بزرگی که
پس از مرگم برای تابوتم می آوری،
شاخه ای از آن را
همين امروز به من هديه کن”

دلم ... برای خندههای بی دلیل
برای " شادمانیهایِ بی سبب "
برای بی ریا بودن
برایِ کودکی
برایِ ... کودکانه زیستن
دلم ... برای روزهای خوشِ زندگی
تنگ شده است
دستم را بگیر
و به "من" بگو
چگونه در گرگ و میشِ این روزگارِ
پر فراز و نشيب و ... همیشه خاکستری
هنوز میتوانم بخندم ... ؟؟؟

ای بخت ... تو در خوابی
ای دل ... ز چه بی تابی ؟
ای اشک ... بزن هر دم
بر ... آتش دل ... آبی ...

نوشته شده در ساعت
توسط Y A L L O Q|
آخرين مطالب
| Design By : Pichak |

